اورک سوزلریم
آزادی تو مذهب من است خوشبختی تو عشق من است و آینده تو آرزوی من است
موفقيت اساسى نوع بشر هستيم ـ نه فقط توانايى رياضى براى کارهاى عملى ـ بلکه تصور يک کل سازمان يافته، تصور تلاشهاى بيکران، بىتزوير و اصيلى که توسط ذهن بشر، در طى هزاران سال انجام شده است تا به خلق اين ساختار پويا، منسجم و هماهنگ منتهى شود. ریاضیات یکی از ساده ترین و در عین حال ، زیباترین دانش هاست و هر کسی می تواند به آن دست یابد .امروز علم ریاضی سایه خود را در تمام ابعاد زندگی بشریت گسترانده است و همه علوم را به نوعی تحت الشعاع خود در آورده است. ریاضیات به منزله یکی از تجلیات ذهن انسان ، منعکس کننده اراده فعال ، عقل تامل گرا و علاقه وافر او به کمال زیبایی شناختی است.عناصر بنیادی آن ؛ منطق و شهود، تحلیل و ساختن و عمومیت و فردیت است.هر چند سنت ها و مکتب های گوناگون ریاضی به جنبه های متفاوتی از آن توجه دارند ، سرزندگی ، سودمندی و ارزش ریاضیات تنها از تاثیر متقابل این نیروهای متضاد و تلاش برای تلفیق و ترکیب آنها ناشی می شود.بی شک ریشه و انگیزه هر پیشرفت ریاضی ، نیازهای کم و بیش عملی بشر است.ولی به محض اینکه پیشرفتی تحت فشار ضروریات عملی آغاز شد ، خود به خود و به گونه ای اجتناب ناپذیر نیرویی برای حرکت پیدا می کند و از محدوده فواید مستقیم فراتر می رود.این حرکت از علم کاربردی به سوی علم نظری هم در دوران باستان و هم در بسیاری از خدمات مهندسان و فیزیکدانان به ریاضیات نوین ، دیده می شود. در طول تاریخ ، آشنایی نسبی با ریاضیات ، از معلومات ضروری هر شخص با فرهنگی به شمار می آمده است.امروز موقعیت این علم در نظام آموزشی کشور در معرض خطر است.تدریس ریاضیات گاهی به سطح آموزشی بی محتوا برای حل مساله تنزل کرده است و کاربرد ریاضیات و روابط آن با رشته های دیگر مورد غفلت قرار می گیرد. دهه ریاضیات : در این قسمت لازم است ابتدا اشاره ای داشته باشیم به ضرورت نامگذاری ایامی به نام دهۀ ریاضیات و موضوع بعدی اینکه کدام روزها را به نام دهۀ ریاضیات معرفی کرده اند: به پیشنهاد شورای اجرایی انجمن ریاضی ایران و تصویب شرکت کنندگان در سی و یکمین مجمع عمومی انجمن ریاضی ایران ده روز نخست آبان ماه هر سال - به منظور عمومی کردن ریاضی ایران به عنوان یکی از ارکان توسعۀ علمی، صنعتی و فرهنگی کشور – دهۀ ریاضیات نامیده میشود. و به عنوان اهداف عام و اولیۀ این دهه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: - اشاعۀ فرهنگ ریاضی و ریاضی خوانی - آگاه ساختن جامعه از پویایی، زیبایی و اهمیت روز افزون ریاضیات - تأکید بر ارتباط ریاضیات با شاخه های مختلف علم وهنر - نشان دادن توانایی های بالقوه ریاضیات در حل مسائل فردی و اجتماعی - تجلیل از خادمان و پیش کسوتان خصوصاً معلمان ریاضی - تأکید بر اهمیت ریاضیات در توسعۀ کشور. به مناسبت این دهه اکثر دانشگاه های کشور همایش ، کنفرانس ، سمینار و ... برگزار می کنند.سوالی که ذهن مرا به خود مشغول کرده این است که آیا در این دهه دانشگاه های اردبیل خواهند توانست مراسمی در حد و اندازه مادر علوم برگزار کنند؟!؟ وقتی در انجمن علمی ریاضی دانشگاه پیام نور پیشنهاد چنین مراسمی را دادم ، متاسفانه با استقبال سرد اعضای این انجمن روبرو شدم تا باز هم دانشجویان این دانشگاه نشان دهند که دانشگاه را فقط در نمره گرفتن خلاصه می کنند و هنوز با فعالیت های غیر درسی فاصله زیادی دارند. جای خالی خانه ریاضیات در اردبیل : به نظر می رسد به منظور: انتشار کتب و نشریات علمی در زمینه ریاضی، ایجاد ارتباط علمی ، تحقیقاتی و آموزشی در سطح ملی و بین المللی ،اشاعه دانش ریاضی و ایجاد بستری مناسب برای آموزشهای ضمنی و جانبی ، آشنایی دانش آموزان ،دانشجویان و مدرسان با مسائل مختلف ریاضی از طریق مشاهده و همفکری ، ترغیب و تشویق دبیران ، دانش آموزان و دانشجویان جهت شرکت در امور پژوهشی و آموزشی مربوط به ریاضی ، تولید سی دی های علمی و آموزشی ، راه اندازی کتابخانه های تخصصی ، برگزاری جشنواره ها و مسابقات علمی ، فرهنگی با موضوع ریاضی و ... جای خالی خانه ریاضیات در اردبیل احساس می شود. دکتر جمال صفار اردبیلی ( عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور اردبیل) در مصاحبه با نشریه علمی و دانشجویی پی(π) در مورد خانه ریاضیات می گویند :" خانه ریاضیات خیلی وقت است که ذهن مرا به خود مشغول کرده است.با توجه به تاسیس خانه ریاضیات اصفهان که حدود 12 سال قدمت دارد و دارای امکانات و تجهیزات زیادی برای دانش آموزان و دانشجویان علاقه مند آن استان دارد، تاسیس خانه ریاضیات برای استان اردبیل خیلی ضروری می باشد و باید در این مورد بزرگان آموزش و پرورش و استانداری همت کنند." وقتی می بینیم که شهرهایی مانند اصفهان ، کرمانشاه و حتی شهر های کوچکی مانند مرند ، نیشابور ، ملایر و ... دارای خانه ریاضیات می باشد،جای خالی این مکان علمی و فرهنگی در اردبیل بیش از پیش احساس می شود. شنیده های غیر رسمی حاکی از آن است که تنی چند از اساتید دانشگاه پیام نور اردبیل به فکر تاسیس چنین مکانی هستند.امیدواریم که در آینده نه چندان دور شاهد تاسیس خانه ریاضیات در استانمان باشیم. دیروز شریعتی می گفت میدانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو میدانی و همه میدانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواستههایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو میدانی و همه میدانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشتهام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبردهام. تو میدانی و همه میدانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو میدانی و همه میدانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو میدانی و همه میدانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو میدانی و همه میدانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو میكنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو میدانی و همه میدانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل میخندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خستهام میدرخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریههایم احساس میكنم. اما امروز خیلی ها به زبان نمی آورند ولی در عمل نشان می دهند که: تنها در فکر خودشان هستند و اطرافیانشان برای رسیدن به اهداف پستشان از اسلام سواستفاده می کنند. همیشه ترس از دست دادن سمتشان را دارند. من می دانم وهمه می دانند که بعضیها دشمن آزادی من و مردمند. من می دانم و همه می دانند که آقایان مردم را فدای اهداف خود می کنند و دین و ایمانشان در گرو میزشان است. من می دانم و همه می دانند که عذاب دادن مردم ، زندانی کردن مردم ، گرسنه نگه داشتن مردم تنها لذت بزرگ اینها است. از عذاب من وتوست که در دلهایشان می خندند. اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتن هاست نفرين ها و آفرين ها بی ثمر است اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستی ای پناهگاه ابدی تو می توانی جانشين همه بی پناهی ها شوی □ خاموش باش، مرغک ِ دريايي! □ خاموش شو، خموش! که در ظلمت بگذار تا ز نور ِ سياه ِ شب خاموش باش، مرغک ِ دريايي! احمد شاملو داداش توحیدی که تا حالا ندیدمش و فقط در حد مطالبی که از این وبلاگ خوندم میشناسمش به مناسب تولد داداش توحید این مجموعه شعرو تقدیم می کنم به شما دوستای عزیز امیدوارم که دوست داشته باشید اگر کسی وارد شهر سیاحتی و تاریخی اردبیل بشود و از ساکنان این شهر سوال کند که مرکز شهر کجاست؟ بی شک جواب می شنود : چهارراه امام خمینی (ره) کافیست در چهارراه امام چند قدمی به طرف میدان ورزش برداری ، خواه و ناخواه چشمت به تابلوی بزرگی می افتد که رویش نوشته شده: باغ ملت این پارک درست در مرکز شهر و چسبیده به استانداری اردبیل واقع شده است. اگر وارد این پارک شوی ، ساکنان همیشگی اش طوری نگاهت می کنند که احتمالا از ترس... با این که اسم این پارک ، باغ ملت است ولی ملت از این پارک به شدت هر چه تمام تر متنفرند. باغی که کمتر شخص شخیصی ، بیش از یکبار تجربه اش کرده است. باغی که ثابت می کند که در اردبیل یا مسئولی وجود ندارد یا مسئولان این شهر برای مسئولیتشان خم به ابرو نمی آورند. باغی که همانند آب سردی است بر آبروی اردبیل و اردبیلیان . باغی که نظافت و پاکیزگی در آن بسان سوزنیست در انبار کاه. یادم هست اواخر فروردین ماه سال 1388 برای خواندن مجله ای وارد این باغ شدم، بالاخره بعد از 10 ،15 دقیقه ای صندلی برای نشستن پیدا کردم (فکر نکنید در این پارک صندلی وجود ندارد تا دلتان بخواد صندلی هست ولی آدم رغبت نمی کنه حتی کفشش را هم به روی صندلی بگذارد) و مشغول خواندم مجله شدم . بعد از چند دقیقه ای آقایی 40 ، 45 ساله ای در کنارم نشست و شروع کرد باهام حرف زدن. سلام، میشه اینجا بنشینم ؟ سلام، خواهش میکنم ، بفرمایین. واقعا به خاطر یه هندوونه چه اتفاقایی میتونه بیفته؟ چند روز پیش وقتی داشتم می رفتم دانشگاه با صدای نبر...نبر...نگاهمو به سمت خیابون گرفتم: دیدم یه نیسان که پشتش پر از هندوونه بود کنار خیابون پارکه... راننده نیسان برای کاری اونور خیابون رفته بود که یه وانت از راه رسید و پسر جوانی که سر و وضع مرتبی هم داشت از وانت پیاده شد و یه هندوونه از پشت نیسان برداشت.اون موقع بود که راننده نیسان از اونور خیابون داد زد نبر...نبر... صدای مرد هندوونه فروش توی خیابون پیچیده بود ولی اون جوون بی اعتنا به صدای اون٬هندوونه رو برداشت و سریع سوار وانت شد و وانت با سرعت زیادی حرکت کرد و رفت.راننده نیسان هم عصبانی خودشو به ماشین رسوند و دنبال وانت راه افتاد. صبح حدودای ساعت 8:30 بود و خیابون هم شلوغ و پر ترافیک٬ولی اونا از میان ماشینا لایی کشون به راهشون ادامه دادن...نیسان در پی وانت...به خاطر دزدی هندوونه....یعنی آخرش چی میشه....کاش منم با ماشین بودمو دنبالشون می رفتم تا ببینم نتیجش چی میشه..؟ سرعتشون خیلی زیاد بود.همش تو فکر این بودم که اگه تصادف کنن چی میشه..؟یعنی یه هندوونه ارزششو داره..؟ اگه راننده نیسان وانتو بگیره و دعواشون بشه وماجرا به کلانتری کشیده بشه٬ چی..؟قراره چی تو گزارش شکایت نوشته شه..؟به خاطر دزدی یه هندوونه دعوا و زد و خورد پیش اومده...و شایدم اتفاقای دیگه... شایدم هیچ اتفاقی نیفتاده ولی اونی که اون هندوونه رو می خوره علاوه بر این که لقمه حرامه هیچوقت به این فکر می کنه که شاید اون هندوونه فروش با پول اون هندوونه٬می خواست عروسکیو که قولشو به دخترش داده٬بخره... ولی حالا عصبانی به خونه رفته و عروسکم نخریده....جواب دل شکسته دختر کوچولورو کی میده..؟ چرا ما آدما هیچ وقت یاد نمی گیریم که به حق خودمون قانع باشیم؟ خوب شد تیغ تو بشکافت سرم ای دشمن هم تو به آرزوی خویش رسیدی هم من آمدی دیر چرا؟چشم به راهت بودم از همان شب که تن فاطمه ام گشت کفن ستایش مخصوص توست ای خداوند بخشش و بزرگی و مقام بلند بزرگواری تو را سزد که به هر که خواهی عطا کنی و از هر که خواهی منع نمایی ای خدای آفریننده من و نگهبان و پناه من من در هر حال سختی و آسودگی به سوی تو می نالم ای خدا اگر چه گناه من بزرگ و بسیار است با ز عفو و بخشش تو از گناه من بزرگتر و وسیعتر است ای خدا اگر من خواهش های نفس خود را پیروی کردم اما اکنون در مرغزار پشیمانی چرا میکنم ای خدا تو حال زار مرا می بینی و از فقر و پریشانیم آگاهی و تو راز و نیاز و مناجات پنهانم را می شنوی ای خدا امید مرا از درگاه کرمت قطع مکن و دلم را به نومیدی تاریک مگردان که چشم امیدم همه بر عطای بی انتهای توست ای خدا تو اگر مرا نا امید کنی یا از درگاهت برانی دیگر کیست که به وی امیدوار باشم و که را نزد تو شفیع آرم ای خدا به من حجتی بیاموز که مرا مایه انس و آرامی گردد در آن ساعت سخت که قبر منزل و خوابگاه من خواهد بود ای خدا اگر من در راه تقوی کوتاهی کردم اینک از پی عفو و بخشش بی حساب تو می آیم ای خدا یاد لطف و احسان تو سوز دل و پریشانیم را آرام میبخشد و یاد خطا ها وگناهان دیده ام گریان می سازد ای خدا تو از جانب خود مرا نشاط و آرامش خاطر عطا کن که من جز درهای کرم و رحمتت را نمی کوبم ای خدا آنکه مشتاق توست شب همه را بیدار است و به مناجات و دعا مشغول اما غافلان تا به صبح خوابند ای خدا این مخلوق ضعیف بین خواب و بیداری است ای خدا اگر مرا ببخشی عفو تو نجات بخش من است وگرنه من به گناه مهلک هلاک خواهم شد چند سالی است که با منحل شدن انجمن علمی ریاضی ، چاپ نشریه علمی پی نیز متوقف شده است ،با انتخاباتی که برگزار شد اعضای انجمن علمی ریاضی دانشگاه انتخاب و انجمن علمی از حالت کما در آمده و نفس دوباره کشید،با حیات دوباره انجمن بر آن شدیم که نشریه پی را دوباره چاپ و رسالت خود را هر چند ناقص ولی به انجامش برسانیم . بارها گفته ایم و باز هم می گوییم که انجمن علمی ریاضی ، متعلق به تمام دانشجویان ریاضی است و ما فقط نماینده دانشجویان عزیز هستیم و بس. بر خلاف نظر بعضی ها که معتقد بودند نمی توانیم این نشریه را در این مدت کوتاه چاپ کنیم ولی ما عزم خود را جزم کردیم که نشریه را هر طور شده ،چاپ و به دست علاقه مندانش برسانیم. این عادت ماست که همیشه نیمه خالی لیوان را می بینیم و می گوییم که نمی توانیم ، یادمان باشد ما از نسل شهید باکری ها ، شهید دیرین ها و حسین فهمیده ها هستیم و کافیست که چیزی را بخواهیم ،مطمئنا به آن خواهیم رسید ؛ پس بر ماست که از خود نا امید ومایوس نشویم و سعی کنیم در همه حال فعل خواستن را در ذهن خود پرورش دهیم . اگر آب نمی آوریم ، کوزه را هم نشکنی مو بر آن شویم که همیشه به اطراف خود انرژی مثبت ساطع کنیم. پس یادمان باشد: ما می توانیم ،اگر بخواهیم و هر خواستنی ؛ توانستن است. برای پر بار شدن این نشریه دست نیاز به سوی تمام اساتید ، فارغ التحصیلان ، دانشجویان و علاقه مندان ریاضی دراز کرده و از تمام کسانی که در رشته ریاضی فعالیت می کنند دعوت به همکاری می نماییم. عزیزانی که مایلند مطالب و مقاله شان در نشریه چاپ شود ، می توانند مطالب خود را به یکی ازاعضای انجمن علمی تحویل و یا به سردبیر نشریه؛ ایمیل (T.Mahdavi@Yahoo.Com ) نمایند. ما با آغوش باز از پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان استقبال کرده و با کمال میل آنها را در جهت بهتر شدن نشریه به کا رخواهیم برد پس ما را از پیشنهادات و انتقادات خود محروم نفرمایید. همکاران این شماره: صاحب امتیاز: انجمن علمی ریاضی دانشگاه پیام نور اردبیل مدیر مسئول : دکتر جمال صفار اردبیلی سردبیر: توحید مهدوی علی بابالو دبیر اجرایی : سید محمد آذربرا دبیران تحریریه: منیره طلعتی و سمیه آهنگری گیوی دبیر فنی : محمدرضا محمود نژاد کوهساره و با راهنمایی اساتید محترم آقایان: دکتر جمال صفاراردبیلی و دکتر علی ظهری ودکتر حسن حسین زاده برای دانلود سریع اینجا کلیک کنید برای دانلود این نشریه اینجا کلیک کنید
افرايم فيشباين ( موسس و اولين رئيس گروه بينالمللى روانشناسى آموزش رياضى-۱۹۹۳)
امواج ِ سرگرانشده بر آب،
کاين خفتهگان ِ مُرده، مگر روزي
فرياد ِشان برآورد از خواب.
بگذار در سکوت بماند شب
بگذار در سکوت بجنبد موج
شايد که در سکوت سرآيد تب!
اجساد رفتهرفته به جان آيند
وندر سکوت ِ مدهش ِ زشت ِ شوم
کمکم ز رنجها به زبان آيند.
شمشيرهاي آخته ندرخشد.
خاموش شو! که در دل ِ خاموشي
آواز ِشان سرور به دل بخشد.
بگذار در سکوت بجنبد مرگ...
ادامه مطلب


| Design By : Night Skin |


