اورک سوزلریم
آزادی تو مذهب من است خوشبختی تو عشق من است و آینده تو آرزوی من است
این مراسم با حضور مهمانان داخلی و خارجی از جمله: حسینی(وزیر فرهنگ و ارشاد)،حجت السلام و المسلمین عاملی(امام جمعه اردبیل)،حجت الاسلام و المسلمین حاتمی(نماینده اردبیل در مجلس خبرگان)،دکتر بهروز روتیان (دکترای ادبیات و استاد دانشگاه)،پروفسور شاهین فاضل(از باکو)،چند نفر از شعرا جمهوری آذربایجان و ترکیه ،دو تن از نمایندگان اردبیل در مجلس، شعرا و مداحان بنام اردبیل و ... برگزار شد. *این مراسم با استقبال پرشور مردم اردبیل روبرو شد مثل دیگر همایش ها و مراسمات مشابه. *وقتی حقیقت پور(استاندار اردبیل) پیام رییس دولت دهم را خواند.آخر پیام تاریخ را به جای 26 آبان ماه،28 آبان ماه گفتند. *بعد از این اشتباه استاندار اردبیل،وقتی به یکی از دوستان شاعر خود گفتم که تقویم پایتخت دو روز جلوتراز تقویم ماست.یکی از افرادی که پشت سرم نشسته بود (به احتمال قوی، شکیبا مدیر کل سابق اداره فرهنگ و ارشاد اردبیل) به بغل دستیش گفت که ببین چطور از یک اشتباه ،چه طور سو استفاده می کنند؟ *وقتی استاد رسول اسماعیل زاده با زبان ناب آذری خود،سخنرانی خویش را تمام کرد با تشویق های حضار مواجه شد. *امیدوار بودم که این مراسم رنگ سیاست نگیرد ولی وزیر فرهنگ و ارشاد در سخنرانی خود ،شمشیر را از رو بست و سخنرانیش تبدیل شد به سخنرانی تبلیغاتی برای احمدی نژاد. *وقتی بلبل خوش الحان ائمه اطهار ،استاد سلیم موذن زاده اردبیلی وارد سالن همایش شدند،هنگام نشستن در صندلی خود متاسفانه به دلیل بی نظمی موجود درسالن ،زمین خوردند که باعث ناراحتی حضار گردید. *وقتی وزیر فرهنگ و ارشاد سخنرانی می کرد چند نفری در بالکن سالن همایش ، خوابشان برده بود (حیف که دوربینم همراهم نبود که سوژه ناب را شکار کنم) *استاد ثروتیان به خاطر این همایش ،عمل قلب خود را به تاخیر انداخته بودند تا به این مراسم برسند. *وقتی استاد ثروتیان سخنرانی می کردند،یاد یکی از برنامه های سیما افتادم که دکتر ثروتیان،حال مجری به اصطلاح شاعر این برنامه را گرفتند(وقتی مجری برنامه سوالات خود را از آقای دکتر پرسیدند ؛آقای دکتر با زبان فارسی متمایل به آذری به سوال جواب دادند.در این هنگام مجری گفت که استاد با تلفظ ترکی حرف می زنند و استاد قاطعانه جواب دادند که تلفظ نه ،زبان فاخر آذری ).این خاطره در طول سخنرانی استاد در ذهنم رژه می رفت. *استاد شاهی ،سخنرانی خود را با جواب دادن به رسول اسماعیل زاده شروع کردند و نیم ساعتی با انرژی هر چه تمام تر به تجزیه و تحلیل اشعار ،تاج الشعرا پرداختند. *بعد از سخنرانی استاد شاهی ، مداح صاحب سبک اردبیل ،استاد موذن زاده اردبیلی به روی سن آمدند و نیم ساعتی مداحی کردند .استاد با مداحی منحصر به فرد خود اشک را بر چشمان حضار سرازیر کردند.قربون حنجره طلایی ات برم استاد نیم نگاه:12مرداد ماه مصادف با روز جوان بود که با دوستان راهی نمایشگاه کتاب اردبیل شدیم تا از این نمایشگاه بازدیدی کرده باشیم و شاید خریدار چند جلد کتاب.در حال گردش در این نمایشگاه بودیم که چشممان در یکی از این غرفه ها به کاغذهایی افتاد که رویش ضرب چند رقمی ها را نوشته بودند.اولش برای ما خنده دار بود که این ضربها چه مفهومی می تواند داشته باشد؟؟؟می خواستیم از غرفه داران معنی این ضرب ها را بپرسیم که مصاحبه ای روی دیوار ما را جذب خود کرد.در کمال تعجب دیدیم که با سوپر مغز ایران روبرو هستیم و خود بی خبر.علی بیات موحد سوپر مغز ایران و افتخار ایران در مسابقات جهانی محاسبات ذهنی .ایشان در حال گفتگو با دوستم بودند که از من خواستند یک عدد 5رقمی بگویم و من هم یک عدد نامنظم را گفتم.ایشان در حال صحبت با دوستم بودند و من فکر کردم که عدد را نشنیدند اما بعد از چند ثانیه ای ، ایشان در حالی که مکثی هم نکرده بودند در میان حرفهایشان برگشتند و مربع این عدد را به من گفتند و من مات و مبهوت نگاهشان کردم.شاید باورتان نشود که ایشان مربع این عدد را قبل از اینکه من با ماشین حساب به دست آورم را به دست آوردند. آری سوپر مغز ایران ؛ جناب آقای علی بیات موحد در زیر گفتگوی کوتاه ما با آقای موحد را مشاهده می فرمایید: در ابتدا کمی از خودتان برایمان بگویید؟ علی بیات موحد هستم متولد بهمن ماه 1348 زنجان و الان در تهران زندگی می کنم. آخرین مدرک تحصیلی شما؟ لیسانس ریاضی چرا ادامه تحصیل ندادید؟ چون رشته ی مورد علاقه ام در ایران وجود ندارد. چه رشته ای می خواستید بخوانید؟ محاسبات ذهنی ، البته در سه رشته می توانستم بدون کنکور وارد دانشگاه شوم و ادامه تحصیل دهم لکن چون بی علاقه به این رشته ها بودم ترجیح دادم ادامه ندهم. در چه مسابقه ای شرکت کرده اید و این مسابقات با چه عنوانی برگزار می شوند؟این مسابقات با نام " جام جهانی محاسبات ذهنی " است که اولین دوره آن در 2004 در شهر آنابرگ آلمان برگزار شد و دوره دوم ان در سال 2006 در آلمان و دوره سوم آن در سال 2008 نیز در آلمان برگزار شد. مقام شما در این مسابقات؟ رتبه اول لگاریتم ، رتبه دوم عدد اول جهان ، رتبه چهارم در جذر ، رتبه پنجم در مخرج مشترک و ... در حال حاضر مشغول به چه کاری هستید؟ بیشتر کارهای تحقیقاتی بر روی اعداد و اتفاقات اعداد و همچنین سمینارهای آموزشی بهره وری ذهن و مدیریت زمان و محاسبات بر روی زلزله را انجام می دهم. محاسبات ذهنی چه فایده ای می تواند داشته باشد؟ با استفاده از روشهای مختلف و متنوع محاسبات ذهنی و کدبندی اعداد و کد بندی هندسی می توان مطالب غیر عددی مانند : فرمولهای ریاضی ، فیزیک ، شیمی ، حفظ اشعار ، حفظ قرآن کریم و ... را در حافظه بلند مدت نگهداری نمود. شنیدیم که فرمولهایی را نیز در زمینه محاسبات ذهنی ابداع کرده اید؟ تا به حال 15 هزار فرمول را ابداع كرده ام كه اغلب آن ها در سازمان ثبت اختراعات و از سوي يونسكو تائيد شده است. مسئولان يونسكو مرا به " ويكو" كه سازمان جهاني ثبت اختراعات معنوي است معرفي كرده اند. اما به دليل بالا بودن هزينه ثبت در اين سازمان ، تا حالا نتوانسته ام، اين فرمول ها را در جهان به ثبت برساند. آقای موحد ، بابت اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید ، متشکریم M-H:دو ست عزیز کار خوبی نمی کنی که از اطرافیانت به عنوان ابزار استفاده می کنی!اگه قراره سودی از کارتان ببرید این سود را باید با دوستانت که همیشه و در همه حال کمکت می کنند تقسیم کنی نه اینکه خودت به تنهایی بالا بکشی.یک سفارش برادرانه،آخرتت را به دنیا نفروش. J-P: اگه هفته ای یک ساعت در دفترتون بهم کامپیوتر و خط اینترنت بدین. براحتی میتونم واسه کارتون وبلاگی در شان خودتون بزنم. S-H: خیلی دوست دارم در سایتتون کمکتون کنم ولی به دلایل اقتصادی و بیکاری نمیتونم زیاد بیام نت.توی این تورم چند ده درصدی بدبختانه من هنوز هم دست تو جیب بابامم.اگه کاری با حقوق بخور و نمیر پیدا کنم حتما در سایتتون کمکتون می کنم . B-M: از اینکه به فکر ما هستی ازتون ممنونم ولی محیط کار شما با روحیات بنده سازگار نیست.نمی تونم در اونجا کار کنم. SH-Z:چرا که نه ، من کشته و مرده ی کارهای تحقیقاتی و پژوهشی هستم. R-N:در مورد پیشنهادت ؛ بهم چند روزی فرصت بده.فکر خوبیه ولی باید براش وقت گذاشت.خودت می دونی که می تونم در عرض چند دقیقه ده ها جوان را کنار هم جمع کنم پس آماده باش که چند روز دیگه باید بترکونیم. Z-R: مدارک من که آماده است.زحمت مدارک بچه ها را هم شما بکشید تا در اواخر آبان ماه اقدام کنیم. V-L: من هیچگونه فعالیت سیاسی ندارم و طرفدار هیچ گروه یا حزبی نیستم. اشتباه به عرضتون رسوندن. M-M: همیشه منو مورد الطاف خود قرار داده اید ولی من در این مورد نمی تونم کمکتون کنم. A-G:ببخشید اون روز بجا نیاوردم ولی در آینده نه چندان دور جبران می کنم. F-D: آره می تونم در نشریه تون کمکتون کنم.هر هفته می کنم براتون یک مقاله بدم.اگه خواستی بهم زنگ بزن. N-K: فکر کنم تا اواخر هفته آینده نشریه را چاپ کنیم.نگران نباش مقالتو حتما چاپ می کنیم.اتفاقا مقاله خیلی خوبیه و سطحشم بالاست. موفقيت اساسى نوع بشر هستيم ـ نه فقط توانايى رياضى براى کارهاى عملى ـ بلکه تصور يک کل سازمان يافته، تصور تلاشهاى بيکران، بىتزوير و اصيلى که توسط ذهن بشر، در طى هزاران سال انجام شده است تا به خلق اين ساختار پويا، منسجم و هماهنگ منتهى شود. ریاضیات یکی از ساده ترین و در عین حال ، زیباترین دانش هاست و هر کسی می تواند به آن دست یابد .امروز علم ریاضی سایه خود را در تمام ابعاد زندگی بشریت گسترانده است و همه علوم را به نوعی تحت الشعاع خود در آورده است. ریاضیات به منزله یکی از تجلیات ذهن انسان ، منعکس کننده اراده فعال ، عقل تامل گرا و علاقه وافر او به کمال زیبایی شناختی است.عناصر بنیادی آن ؛ منطق و شهود، تحلیل و ساختن و عمومیت و فردیت است.هر چند سنت ها و مکتب های گوناگون ریاضی به جنبه های متفاوتی از آن توجه دارند ، سرزندگی ، سودمندی و ارزش ریاضیات تنها از تاثیر متقابل این نیروهای متضاد و تلاش برای تلفیق و ترکیب آنها ناشی می شود.بی شک ریشه و انگیزه هر پیشرفت ریاضی ، نیازهای کم و بیش عملی بشر است.ولی به محض اینکه پیشرفتی تحت فشار ضروریات عملی آغاز شد ، خود به خود و به گونه ای اجتناب ناپذیر نیرویی برای حرکت پیدا می کند و از محدوده فواید مستقیم فراتر می رود.این حرکت از علم کاربردی به سوی علم نظری هم در دوران باستان و هم در بسیاری از خدمات مهندسان و فیزیکدانان به ریاضیات نوین ، دیده می شود. در طول تاریخ ، آشنایی نسبی با ریاضیات ، از معلومات ضروری هر شخص با فرهنگی به شمار می آمده است.امروز موقعیت این علم در نظام آموزشی کشور در معرض خطر است.تدریس ریاضیات گاهی به سطح آموزشی بی محتوا برای حل مساله تنزل کرده است و کاربرد ریاضیات و روابط آن با رشته های دیگر مورد غفلت قرار می گیرد. دهه ریاضیات : در این قسمت لازم است ابتدا اشاره ای داشته باشیم به ضرورت نامگذاری ایامی به نام دهۀ ریاضیات و موضوع بعدی اینکه کدام روزها را به نام دهۀ ریاضیات معرفی کرده اند: به پیشنهاد شورای اجرایی انجمن ریاضی ایران و تصویب شرکت کنندگان در سی و یکمین مجمع عمومی انجمن ریاضی ایران ده روز نخست آبان ماه هر سال - به منظور عمومی کردن ریاضی ایران به عنوان یکی از ارکان توسعۀ علمی، صنعتی و فرهنگی کشور – دهۀ ریاضیات نامیده میشود. و به عنوان اهداف عام و اولیۀ این دهه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: - اشاعۀ فرهنگ ریاضی و ریاضی خوانی - آگاه ساختن جامعه از پویایی، زیبایی و اهمیت روز افزون ریاضیات - تأکید بر ارتباط ریاضیات با شاخه های مختلف علم وهنر - نشان دادن توانایی های بالقوه ریاضیات در حل مسائل فردی و اجتماعی - تجلیل از خادمان و پیش کسوتان خصوصاً معلمان ریاضی - تأکید بر اهمیت ریاضیات در توسعۀ کشور. به مناسبت این دهه اکثر دانشگاه های کشور همایش ، کنفرانس ، سمینار و ... برگزار می کنند.سوالی که ذهن مرا به خود مشغول کرده این است که آیا در این دهه دانشگاه های اردبیل خواهند توانست مراسمی در حد و اندازه مادر علوم برگزار کنند؟!؟ وقتی در انجمن علمی ریاضی دانشگاه پیام نور پیشنهاد چنین مراسمی را دادم ، متاسفانه با استقبال سرد اعضای این انجمن روبرو شدم تا باز هم دانشجویان این دانشگاه نشان دهند که دانشگاه را فقط در نمره گرفتن خلاصه می کنند و هنوز با فعالیت های غیر درسی فاصله زیادی دارند. جای خالی خانه ریاضیات در اردبیل : به نظر می رسد به منظور: انتشار کتب و نشریات علمی در زمینه ریاضی، ایجاد ارتباط علمی ، تحقیقاتی و آموزشی در سطح ملی و بین المللی ،اشاعه دانش ریاضی و ایجاد بستری مناسب برای آموزشهای ضمنی و جانبی ، آشنایی دانش آموزان ،دانشجویان و مدرسان با مسائل مختلف ریاضی از طریق مشاهده و همفکری ، ترغیب و تشویق دبیران ، دانش آموزان و دانشجویان جهت شرکت در امور پژوهشی و آموزشی مربوط به ریاضی ، تولید سی دی های علمی و آموزشی ، راه اندازی کتابخانه های تخصصی ، برگزاری جشنواره ها و مسابقات علمی ، فرهنگی با موضوع ریاضی و ... جای خالی خانه ریاضیات در اردبیل احساس می شود. دکتر جمال صفار اردبیلی ( عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور اردبیل) در مصاحبه با نشریه علمی و دانشجویی پی(π) در مورد خانه ریاضیات می گویند :" خانه ریاضیات خیلی وقت است که ذهن مرا به خود مشغول کرده است.با توجه به تاسیس خانه ریاضیات اصفهان که حدود 12 سال قدمت دارد و دارای امکانات و تجهیزات زیادی برای دانش آموزان و دانشجویان علاقه مند آن استان دارد، تاسیس خانه ریاضیات برای استان اردبیل خیلی ضروری می باشد و باید در این مورد بزرگان آموزش و پرورش و استانداری همت کنند." وقتی می بینیم که شهرهایی مانند اصفهان ، کرمانشاه و حتی شهر های کوچکی مانند مرند ، نیشابور ، ملایر و ... دارای خانه ریاضیات می باشد،جای خالی این مکان علمی و فرهنگی در اردبیل بیش از پیش احساس می شود. شنیده های غیر رسمی حاکی از آن است که تنی چند از اساتید دانشگاه پیام نور اردبیل به فکر تاسیس چنین مکانی هستند.امیدواریم که در آینده نه چندان دور شاهد تاسیس خانه ریاضیات در استانمان باشیم. چاپ شده در : شماره ۲۱۶ هفته نامه اردبیل فردا دیروز شریعتی می گفت میدانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو میدانی و همه میدانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواستههایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو میدانی و همه میدانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشتهام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبردهام. تو میدانی و همه میدانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو میدانی و همه میدانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو میدانی و همه میدانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو میدانی و همه میدانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو میكنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو میدانی و همه میدانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل میخندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خستهام میدرخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریههایم احساس میكنم. اما امروز خیلی ها به زبان نمی آورند ولی در عمل نشان می دهند که: تنها در فکر خودشان هستند و اطرافیانشان برای رسیدن به اهداف پستشان از اسلام سواستفاده می کنند. همیشه ترس از دست دادن سمتشان را دارند. من می دانم وهمه می دانند که بعضیها دشمن آزادی من و مردمند. من می دانم و همه می دانند که آقایان مردم را فدای اهداف خود می کنند و دین و ایمانشان در گرو میزشان است. من می دانم و همه می دانند که عذاب دادن مردم ، زندانی کردن مردم ، گرسنه نگه داشتن مردم تنها لذت بزرگ اینها است. از عذاب من وتوست که در دلهایشان می خندند. اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتن هاست نفرين ها و آفرين ها بی ثمر است اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستی ای پناهگاه ابدی تو می توانی جانشين همه بی پناهی ها شوی □ خاموش باش، مرغک ِ دريايي! □ خاموش شو، خموش! که در ظلمت بگذار تا ز نور ِ سياه ِ شب خاموش باش، مرغک ِ دريايي! احمد شاملو داداش توحیدی که تا حالا ندیدمش و فقط در حد مطالبی که از این وبلاگ خوندم میشناسمش به مناسب تولد داداش توحید این مجموعه شعرو تقدیم می کنم به شما دوستای عزیز امیدوارم که دوست داشته باشید اگر کسی وارد شهر سیاحتی و تاریخی اردبیل بشود و از ساکنان این شهر سوال کند که مرکز شهر کجاست؟ بی شک جواب می شنود : چهارراه امام خمینی (ره) کافیست در چهارراه امام چند قدمی به طرف میدان ورزش برداری ، خواه و ناخواه چشمت به تابلوی بزرگی می افتد که رویش نوشته شده: باغ ملت این پارک درست در مرکز شهر و چسبیده به استانداری اردبیل واقع شده است. اگر وارد این پارک شوی ، ساکنان همیشگی اش طوری نگاهت می کنند که احتمالا از ترس... با این که اسم این پارک ، باغ ملت است ولی ملت از این پارک به شدت هر چه تمام تر متنفرند. باغی که کمتر شخص شخیصی ، بیش از یکبار تجربه اش کرده است. باغی که ثابت می کند که در اردبیل یا مسئولی وجود ندارد یا مسئولان این شهر برای مسئولیتشان خم به ابرو نمی آورند. باغی که همانند آب سردی است بر آبروی اردبیل و اردبیلیان . باغی که نظافت و پاکیزگی در آن بسان سوزنیست در انبار کاه. یادم هست اواخر فروردین ماه سال 1388 برای خواندن مجله ای وارد این باغ شدم، بالاخره بعد از 10 ،15 دقیقه ای صندلی برای نشستن پیدا کردم (فکر نکنید در این پارک صندلی وجود ندارد تا دلتان بخواد صندلی هست ولی آدم رغبت نمی کنه حتی کفشش را هم به روی صندلی بگذارد) و مشغول خواندم مجله شدم . بعد از چند دقیقه ای آقایی 40 ، 45 ساله ای در کنارم نشست و شروع کرد باهام حرف زدن. سلام، میشه اینجا بنشینم ؟ سلام، خواهش میکنم ، بفرمایین. واقعا به خاطر یه هندوونه چه اتفاقایی میتونه بیفته؟ چند روز پیش وقتی داشتم می رفتم دانشگاه با صدای نبر...نبر...نگاهمو به سمت خیابون گرفتم: دیدم یه نیسان که پشتش پر از هندوونه بود کنار خیابون پارکه... راننده نیسان برای کاری اونور خیابون رفته بود که یه وانت از راه رسید و پسر جوانی که سر و وضع مرتبی هم داشت از وانت پیاده شد و یه هندوونه از پشت نیسان برداشت.اون موقع بود که راننده نیسان از اونور خیابون داد زد نبر...نبر... صدای مرد هندوونه فروش توی خیابون پیچیده بود ولی اون جوون بی اعتنا به صدای اون٬هندوونه رو برداشت و سریع سوار وانت شد و وانت با سرعت زیادی حرکت کرد و رفت.راننده نیسان هم عصبانی خودشو به ماشین رسوند و دنبال وانت راه افتاد. صبح حدودای ساعت 8:30 بود و خیابون هم شلوغ و پر ترافیک٬ولی اونا از میان ماشینا لایی کشون به راهشون ادامه دادن...نیسان در پی وانت...به خاطر دزدی هندوونه....یعنی آخرش چی میشه....کاش منم با ماشین بودمو دنبالشون می رفتم تا ببینم نتیجش چی میشه..؟ سرعتشون خیلی زیاد بود.همش تو فکر این بودم که اگه تصادف کنن چی میشه..؟یعنی یه هندوونه ارزششو داره..؟ اگه راننده نیسان وانتو بگیره و دعواشون بشه وماجرا به کلانتری کشیده بشه٬ چی..؟قراره چی تو گزارش شکایت نوشته شه..؟به خاطر دزدی یه هندوونه دعوا و زد و خورد پیش اومده...و شایدم اتفاقای دیگه... شایدم هیچ اتفاقی نیفتاده ولی اونی که اون هندوونه رو می خوره علاوه بر این که لقمه حرامه هیچوقت به این فکر می کنه که شاید اون هندوونه فروش با پول اون هندوونه٬می خواست عروسکیو که قولشو به دخترش داده٬بخره... ولی حالا عصبانی به خونه رفته و عروسکم نخریده....جواب دل شکسته دختر کوچولورو کی میده..؟ چرا ما آدما هیچ وقت یاد نمی گیریم که به حق خودمون قانع باشیم؟ خوب شد تیغ تو بشکافت سرم ای دشمن هم تو به آرزوی خویش رسیدی هم من آمدی دیر چرا؟چشم به راهت بودم از همان شب که تن فاطمه ام گشت کفن ستایش مخصوص توست ای خداوند بخشش و بزرگی و مقام بلند بزرگواری تو را سزد که به هر که خواهی عطا کنی و از هر که خواهی منع نمایی ای خدای آفریننده من و نگهبان و پناه من من در هر حال سختی و آسودگی به سوی تو می نالم ای خدا اگر چه گناه من بزرگ و بسیار است با ز عفو و بخشش تو از گناه من بزرگتر و وسیعتر است ای خدا اگر من خواهش های نفس خود را پیروی کردم اما اکنون در مرغزار پشیمانی چرا میکنم ای خدا تو حال زار مرا می بینی و از فقر و پریشانیم آگاهی و تو راز و نیاز و مناجات پنهانم را می شنوی ای خدا امید مرا از درگاه کرمت قطع مکن و دلم را به نومیدی تاریک مگردان که چشم امیدم همه بر عطای بی انتهای توست ای خدا تو اگر مرا نا امید کنی یا از درگاهت برانی دیگر کیست که به وی امیدوار باشم و که را نزد تو شفیع آرم ای خدا به من حجتی بیاموز که مرا مایه انس و آرامی گردد در آن ساعت سخت که قبر منزل و خوابگاه من خواهد بود ای خدا اگر من در راه تقوی کوتاهی کردم اینک از پی عفو و بخشش بی حساب تو می آیم ای خدا یاد لطف و احسان تو سوز دل و پریشانیم را آرام میبخشد و یاد خطا ها وگناهان دیده ام گریان می سازد ای خدا تو از جانب خود مرا نشاط و آرامش خاطر عطا کن که من جز درهای کرم و رحمتت را نمی کوبم ای خدا آنکه مشتاق توست شب همه را بیدار است و به مناجات و دعا مشغول اما غافلان تا به صبح خوابند ای خدا این مخلوق ضعیف بین خواب و بیداری است ای خدا اگر مرا ببخشی عفو تو نجات بخش من است وگرنه من به گناه مهلک هلاک خواهم شد
افرايم فيشباين ( موسس و اولين رئيس گروه بينالمللى روانشناسى آموزش رياضى-۱۹۹۳)
امواج ِ سرگرانشده بر آب،
کاين خفتهگان ِ مُرده، مگر روزي
فرياد ِشان برآورد از خواب.
بگذار در سکوت بماند شب
بگذار در سکوت بجنبد موج
شايد که در سکوت سرآيد تب!
اجساد رفتهرفته به جان آيند
وندر سکوت ِ مدهش ِ زشت ِ شوم
کمکم ز رنجها به زبان آيند.
شمشيرهاي آخته ندرخشد.
خاموش شو! که در دل ِ خاموشي
آواز ِشان سرور به دل بخشد.
بگذار در سکوت بجنبد مرگ...
ادامه مطلب


| Design By : Night Skin |


